ترس و بی خوابی...

خرید بک لینک

کمی دچار ترس شدم... وقتی به هدفی که برای خودم تعیین کردم فکر می کنم، می ترسم... هدفِ بزرگیه ولی دست یافتنی هست... اگه باهوش باشم و تمرکزم زیاد باشه والبته شانس هم همراهیم کنه می تونم به هدفم برسم... وقتی سالِ 95 شروع شد... وقتی پر از امید بود دلم، این هدف اینقدر برام بزرگ نبود و فکر میکردم تا آخر بهار نهایتا بهش میرسم ولی الان با گذشت 7 ماه میدونم که باید خیلی زیاد تلاش کنم تا بهش برسم...


نباید بترسم... الان وقت ترس نیست... باید شجاع و عاقل باشم ... احساساتم رو کنترل کنم و برم جلو ... دی ماه پارسال که با میترا رفتم پیش مریم خانم، گفت تا دوسالِ دیگه اوضاع و احوالت روبه راه میشه... 10 ماه گذشته و هنوز اتفاقِ قابل توجهی نیوفتاده.... از خدا می خوام تا قبل از رسیدنِ بهمن به هدفی که تعیین کردم نزدیک شده باشم... یا رسیده باشم...




روزی که ازش فرار میکردم نزدیکه......

ما را در سایت روزی که ازش فرار میکردم نزدیکه... دنبال می‌کنید

برچسب: ترس و بی خوابی,ترس بی خوابی,ترس از بی خوابی, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 9 آذر 1395 ساعت: 20:00

صفحه بندی