روزی که ازش فرار میکردم نزدیکه...

متن مرتبط با «دانلودآهنگ روزی که میخواستم ازشهرمون برم» در سایت روزی که ازش فرار میکردم نزدیکه... نوشته شده است

خواب های بهاری که خوش نیست

  • نیلوبلاگ

    بیشتر روزهای زیبای بهار97 رو تا اینجا با خواب و سپری کردم! خواب های بهاری و که خوش نیست و... رویایی هم نیست... خواب هایی که بویی از امید نمی ده... که اگه امید بود شور و نشاط و حرکت هم بود... فعلا گیجم ... گ...

    ادامه مطلب
  • از 33 مین بهاری که داره به پایان میرسه...

  • نیلوبلاگ

    امروز آخرین روزِ بهارِ96 هست... بهاری که از بهارهای مهم زندگی من بود... بهارِ 96 با بیم و امید شروع شد... قرار بود بعد از 17 سال عمو بیاد ایران و خب کدورت های پیش اومده ی این دو سه سال اخیر، شرایط نا مساعد اقتصادی ما و بدهی های زیادمون به عمو، ما رو پر از نگرانی کرده بود و در کنار همه ی این دل مشغو...

    ادامه مطلب
  • پیروزی های بزرگ کارِ مردانِ بزرگ

  • نیلوبلاگ

    پیروزی شیرین و غرور آفرین تیم ملی حاصل دست آورد این مربی بزرگ و کاربلد هست... مچکریم کارلوس کی روش عزیز آقای کیروش روی دست بازیکنان تیمملی در شادی صعود. u200fامشب با یه برد شیرین، راحت ترین صعود تاریخمون به جام جهانی رو تجربه کردیم. دمت گرم کارلوس کیروش دوست داشتنی ...

    ادامه مطلب
  • رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند...

  • نیلوبلاگ

    این روزا نه فقط روزهای هفته رو گم کردم که انگار خودمم گم کردم... حالِ دلم خوش نیست... نمیدونم چی شدم که این غمِ عجیب اومده سراغم و گلوم پر از بغض و چشم هام خیس اشک شدن و قلبم تیر می کشد و می سوزه... خدایا یه دفعه چی شد که دلم شکست و بغضم ترکید و حالم خراب شد؟ خوب بودم ولی الان خوب نیستم...درست هم نتونستم گریه کنم... از چی شکستم؟ نمیدونم!...

    ادامه مطلب
  • بهاری که هنوز برایم اردیبهشت نداره...

  • نیلوبلاگ

    اردیبهشت رسید و 4 روزش هم گذشت...عمو هم بعد از 17 سال آمدند و فعلا مهمان ماست...xa0 بله الان روزهایی رو دارم سپری میکنم که سه سال ازش میترسیدم و همش خدا خدا میکردم که تا درست شدن اوضاع من و بابا نرسه ولی رسید! این روزا دو تا آدمی رو می بینم که به گفته ...

    ادامه مطلب
  • روزهای بهاریی که حس نمیشن...

  • نیلوبلاگ

    هجدهمین روز فروردین 96 هم تا چند ساعت دیگه تموم میشه و ده روز دیگه عمو میاد... از روزی که فهمیدم اومدن عمو حتمی هست روزا با ترس و نگرانی سپری شدن... بد تر از همه عذاب وجدانی هست که دارم... سهم من از این اتفاقات و ضررها کم نبوده ... کاری هم نتونستم انجام بدم... حالا شمارش معکوس شروع شده ...xa0 بزرگترین...

    ادامه مطلب
  • نشد که بشه...

  • نیلوبلاگ

    خب مثل اینکه قسمتم نبود کار جدید... حتما خیری بوده که من نمیدونم... گاهی دوست داشتن و خواستن ما تنها کافی نیست... خدایا ازت ممنونم به خاطر این پیشنهاد کاری و حس خوبی که بابتش داشتم و امیدی که در دلم جوانه زد... حالا هم که نشد بازم شکر...xa0...

    ادامه مطلب
  • روزی که ازش فرار میکردم نزدیکه...

  • نیلوبلاگ

    حدود یک ساعت پیش عمو زنگ زد... داره میاد ایران ... تا 10،20 روز دیگه... گفت برسی کنیم یه موقع ممنوع الورودی،خروجی،چیزی نباشه...xa0اگه خودم نمی شنیدم بازم باور نمیکردم...خدایا به خیر بگذرون... چه روزای پر از استرسی قراره باشه... خدایا همه امیدم تویی... به حق پیامبر رحمت و به حق ماه نویی که داره میاد...خدایا به خیر بگذره این روزا......یا امام رضا مثل اینکه عمو قصد زیارتت رو داره تو این سفر... خودت به خیر و خوشی بگذرون....خدایا فرصت دادی نشد ولی می خوام بازم فرصت دوباره ای داشته باشم برای جبران و ب...

    ادامه مطلب